January 2026 ended so tragically
خاکستری عزیزم، در آپدیت پست قبلی به یک سری از باور هایی که در این چند هفته به آنها رسیده ام اشاره کردم. شاید احمقانه باشه که با هوش مصنوعی بعدش در مورد trash یا rational بودن نطر خواهی کردم یا نه نمی دونم... ولی اکثریت رو پذیرفت و گفت با فلان و بهمان فرضیه مطابقت داره. پس اونقدرا هم احمقانه نبود، شاید آدم های دیگه ای هم به نتایج مشابه برسند این یعنی ذاتی هست.
این ماه بدترین ماه عمرم بود، اینترنت قطع شد و کل زندگیم فلج شد. نمی فهمیدم چی شده و برای چی. دچار فشار روانی شدم، گاهی تو خواب گریه می کردم، خواب نمیرفتم و به خودکشی فکر می کردم. اوایل که کانفیگ ها رو وصل می کردم همه پینگ منفی یک میدادن و اگر یکی پینگ مثبت ده هزار می داد چقدر خوشحال میشدم، این یعنی امیدواری! الان هم پینگ مثبت میدن ذوق می کنم. الان دارم درسم رو می خونم و حالم بهتره.
جدا از درس خوندن و بدبختی های همیشگی رفتم سراغ چت جی پی تی تا گره های مغزم رو باز کنم و اگر قراره جنگ بشه نادان نمیرم. ما آگاهی کمی نسبت به گذشته ها داریم و نمی تونیم درست تصمیم بگیریم نیاز داریم تا گذشته برامون شفاف سازی بشه و بفهمیم کجا بودیم و به کجا رسیدیم. گره های مغزم باز شد فهمیدم مردم مقصر نبودن، ساده هم نبودن بلکه اونها "انتظار نداشتن" که اینطوری میشه. می دونی؟ حتی همونهایی که باعث شدن ما به اینجا برسیم خودشون اعدام شدن و مردن! جالبه نه؟ مثل این می مونه: همه علیه یکی بلند شدن، همه می خواستن "فقط اون بره" ولی برای بعدش هیچ برنامه درستی نداشتن و اونی آینده رو تغییر داد که روی ساده ترین ذهن ها با حرف های ساده ولی باورپذیر اثر گذاشت. همیشه اونی که معروف تره و حرف های ساده می زنه نفوذش بیشتره. چون مردم لاف زنی های پیچیده رو نمی فهمن، همه که باهوش نیستن. جنگ هم نمیشه، اینها همش در راستای یه سیاست و اهداف بلند مدته. اون چیزی که می خوان بین ۵-۱۵ سال دیگه رخ میده. می دونی؟ دنیا اینجوریه که تو فقط عروس و داماد رو میبینی ولی برنامه ریز های جشن عروسی رو نمی بینی! تو هماهنگی های برای بعد و قبل جشن رو نمیبینی! یکی نماینده است و بقیه تصمیم گیرنده، ابلهان نماینده رو مقصر می دونن رو می خوان در حالی که نمی دونن با یک سیستم طرفن. یه سیستم با لگد و دعوا از بین نمیره، بلکه موندگار تر میشه. ذات انسان چالش پذیریه، یه سیستم وقتی میره که هزینه موندنش از رفتنش بیشتر باشه. تغییر شوروی به روسیه رو خیلی بیشتر از تغییرات جدید سوریه می پسندم.
این وسط آدم های باهوش هم بودن ولی به جایی نرسیدن چون اصولا آدم های باهوش به جایی نمی رسن چون اکثریت به زبان اونها حرف نمیزنه، کسی ازشون حمایت نمی کنه. باهوش ها معمولا برده ابلهان میشن. بله قربان گو میشن و دنبال پول راه میفتن. توی انیمیشن ها هم داریم، مثلا یه پروفسور باهوش همیشه برای یه یکی کار می کنه نه برای خودش نه با دیگران، بلکه برای دیگران! پارادوکس جالبیه، من از بجگی کلی درس خوندم که بعدا زیر دست کسی نباشم ولی کاملا برعکس شد. الان می فهمم هر چی بیشتر بخونی وابسته تر و زیر دست تری!
مردم حافظه تاریخی خوبی دارن (به مصدق فکر کن)، دیگه چیزی رو فراموش نمی کنن مگر اینکه حادثه مستقیم به مغزشون رو سوراخ کنه. خداروشکر فایده اش این بود که حداقل من خودم رو آپدیت کردم.